۱۳۸۹ مهر ۲۰, سهشنبه
۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه
۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه
فتنه، زیر پا گذاشتن معیارهای انسانی و قانونی به نام دفاع از انقلاب است
چکیده : امروز زیاد از فتنه دم میزنند و واقعاً هم در دوران فتنه به سر میبریم. من میگویم آیا از مصادیق فتنه این نیست که معیارهای اخلاقی، شرعی، انسانی و قانونی به نام دفاع از ارزشها و انقلاب زیر پا گذاشته شود؟
رئیسجمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه زیر پاگذاشتن معیارهای اخلاقی، شرعی، انسانی و قانونی به نام دفاع از ارزشها و انقلاب مصداق فتنه است، ضمن هشدار نسبت به توطئهها علیه نظام و ملت، اظهار داشت:دلسوزان واقعی کشور برای جلوگیری از خشن و ضد حقوق بشر نشان دادن نظام در افکار عمومی که از طریق دشمن دنبال میشود، چارهجویی کنند.
تاسف از این است که دروغ و تهمت به نام نظام بیان میشود
حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی؛ در دیدار با جمعی از زنان اصلاحطلب؛ همسران زندانیان و محکومان سیاسی ، ضمن همدردی با آنان و دعوتشان به صبر و مقاومت و متانت گفت: من، همسران شما و بسیاری از کسانی را که امروز گرفتار و در تنگنا هستند میشناسم و باور مشترک ما و شما و ایشان، اسلام و ایران و حق و حرمت ایرانی و عزت انسان در همه جا و همه حال بوده است و درد مشترکمان از جمله اینکه شاهد رفتارها روشها و سیاستهایی هستیم که بیش از آنکه ضررش متوجه افراد و خانوادهها و جامعه باشد متوجه نظامی است که به آن دلبستهایم و برای استقرار آن هزینه هنگفتی پرداخت شده است و از جمله جانها و خونهای زیادی در راه آن نثار شده است.”
به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی، وی با اشاره به مطالبی که بانوان حاصر در جلسه بیان کردند گفت: باید بگویم تنها تاسف از رواج دروغ و تهمت و ناسزاگویی و مظلوم واقع شدن کثیری از افراد نیست، علاوه بر آن تاسف بیشتر اینکه این رفتارها و گفتارها وقتی به نام نظام بیان می شود سبب میشود که چهره نظام مخدوش و زشت نشان داده شود.
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه امروز زیاد از فتنه دم میزنند و واقعاً هم در دوران فتنه به سر میبریم، اظهار داشت:من میگویم آیا از مصادیق فتنه این نیست که معیارهای اخلاقی، شرعی، انسانی و قانونی به نام دفاع از ارزشها و انقلاب زیر پا گذاشته شود؟ و در نتیجه آن علاوه بر ظلم و ستمی که می شود و هزینههایی که جامعه می پردازد چهره نظام نیز زشت جلوه داده می شود.
چرا آزادیها که در متن قانون اساسی است، محدود میشود؟
وی با ابراز تاسف شدید از هزینه داشتن نقد و انتقاد، تاکید کرد: چرا باید آزادیهایی که در متن قانون اساسی بر آن تأکید شده است محدود شود و از طرف دیگر هر تهمت و ناسزا و ناروایی آزاد باشد یا برخورد مناسب با آن نشود؟ اگر اینها به نام نظام و انقلاب باشد جفا به نظام و انقلاب نیست؟
رئیس بنیاد باران افزود: علیه نظام و انقلاب و ملت و کشور ما توطئههای بزرگی وجود داشته و دارد و باید هم همه هوشیار باشیم و آیا نباید تأمل و اندیشه کرد که وقتی دشمنان نتوانستند از راه تهاجم نظامی و رواج امواج تروریسم و حمایت از تروریستها و تحریم ها و فشارها به مقاصد خود برسند راههای دیگری را هم خواهند پیمود. از جمله اینکه در افکار عمومی جهان و حتی مسلمانان نظام ما را خشن، ضد حقوق بشر و نظائر آن نشان دهند؟
وی هشدار داد: اگر خدای ناخواسته در این مسیر شوم موفق شوند، ضربه زدن نهایی به نظام و کشور برایشان آسان تر و کم هزینهتر خواهد بود و اگر کسانی با هر نیتی در این مسیر حرکت کنند آیا در دام فتنه و توطئه نیفتادهاند؟ اینها از جمله اموری است که خیرخواهان و دلسوزان واقعی انقلاب و کشور باید به آن توجه و برای آن چارهجویی کنند.
خاتمی تصریح کرد: خواست ما پاس داشتن قانون اساسی و فعالیت در چارچوب آن و اجراء و جاری شدن این پیمان جمعی برای همه به صورت همه جانبه و جامع. بخصوص رعایت آن از جانب حکومت است.
وی همچنین اظهار داشت: نباید به هیچ وجه جلوی آزادیهای مصرح و مشروع گرفته شود و هیچکس نباید برخلاف ضوابط قانون و بخصوص قانون اساسی بازداشت، بازجویی و محاکمه شود.
محاکمه حزب سیاسی باید در دادگاه صالح با حضورهیئت منصفه انجام شود
رئیسجمهور سابق کشورمان در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: چگونه است که به سادگی اعلام می شود فلان حزب و به همان تشکل رسمی که مسؤولیت های خود ار آشکارا پذیرفته و در درون نظام فعالیت کرده و می کند منحل شده است؟ اگر رسیدگی به اتهامات احزاب و گروههای رسمی سیاسی مصداق امر سیاسی نیست پس چه چیز سیاسی است؟ حتی اگر متهم به فعالیت علیه امنیت ملی باشد و هر اتهام و جرم سیاسی باید در دادگاه صالح با حضور هیأت منصفهای که واقعاً نماینده افکار عمومی باشد مورد بررسی قرار گیرد و متهم باید از همه حقوق و امکاناتی که قانون مقرر کرده است برخوردار گردد.
سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد: اگر کسی با هر اتهام و جرم ادعا کرد که مورد اتهام و برخورد نادرست بوده و شکایتی کرد وظیفه قانونی حکومت است که عادلانه به آن رسیدگی کند تا واقعیت مشخص گردد، نه اینکه به جرم اعمال حق قانونی (مثلا شکایت) مورد فشار قرار گیرند و دست کم در عرصه تبلیغات با انواع ناسزاها و نارواییها بدون اینکه امکان دفاع از خود داشته باشند مواجه باشند. طرح و نقد این مسائل و حتی اعتراض به آنها از سر دلسوزی است. تقاضای فضای آزاد و گذر از حالت امنیتی و فشارها، نشانه علاقه به نظام است و باید مورد تقدیر قرار گیرد نه نکوهش و برخوردهای ناروا.
همه در این موقعیت حساس نیاز به صبر داریم
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش تصریح گرد: در این جمع میخواهم کمی درباره “اخلاق” و الزامات آن برای جامعه و بخصوص حکومت و نظام صحبت کنم. هرچند حق مطلب در این باب با بحثی درازدامن ادا می شود که نیاز به مجالی دیگر دارد.
وی افزود:در اینجا بخصوص لازم است در باره “صبر” که مسلما از فضائل اخلاقی است و همه ما در این موقعیت حساس به آن نیاز داریم سخن کوتاهی بگویم.
رئیس بنیاد باران یادآور شد: ممکن است کسانی به این نتیجه برسند با وجود “شریعت” که فقه متکفل بیان آن است و همه زوایا و جهات فردی و اجتماعی را در بر میگیرد دیگر اخلاق جایی ندارد.
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد: در شریعت روا و ناروا باید و نباید و خوب و بد مشخص میشود یا با بیان ملاکهای کلی زمینه استنباط آنها فراهم میشود و اخلاق هم که معطوف به بایدها و نبایدها است دیگر موضوعیت ندارد، ولی این سخن درست نیست.
وی در بیان علت نادرست بودن این سخن اظهار داشت: زیرا اولا، اخلاق بسیار گستردهتر از بایدها و نبایدهاست.ثانیا به نظر میرسد که شریعت با همه اهمیتی که دارد در طول اخلاق قرار میگیرد بخصوص با توجه به حدیث معتبری که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که:”بعثتت لاتمم مکارم الاخلاق” که هدف بعثت را استقرار اخلاق نیکو معرفی می کند.
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد: استاد شهید آیت الله مطهری در باب عدالت و نسبت آن با دین و شریعت تعبیر جالب و درستی دارند. به عقیده ایشان و بسیاری از بزرگان شیعه و اسلام و طرفداران “عدل”، عدالت حقیقی است که آسمان و زمین بر اساس آن بنا شده و گردش روزگار بر محور آن است و همچنین ملاک و معیاری است که باید بر رفتار فردی و پیوند اجتماعی نیز حاکم باشد.
خاتمی افزود:به نظر این استاد بزرگوار “عدل” در سلسله علل احکام قرار میگیرد یعنی خداوند متعال به آنچه عدل است امر و از آنچه ظلم است نهی میکند . بنابراین اگر چیزی مصداق ظلم بود نمی تواند از طرف خداوند مورد تائید قرارا گیرد و اگر سند نقلی در این باب بود یا باید حکم به بطلان و بیاعتباری آن کرد یا به نحوی باید تاویل و توجیه شود که با عدل سازگار افتد.
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: من میخواهد این نظر مبارک را تعمیم بدهم و بگویم”اخلاق” هم در سلسله علل احکام قرار میگیرداصلا خود عدل و عدالت زیر مجموعه اخلاق است. حاصل سخن اینکه شریعت علاوه بر اینکه باید طبق میزان عدل باشد باید اخلاقی هم باشد.
وی آنگاه این پرسش را مطرح کرد که ” اخلاق” که چنین اهمیت والایی دارد چیست و گفت:سخن در این باب بسیار طولانی و پیچیده است و فیسلوفان و عالمان اخلاق در این زمینه بحثهای فراوان دارند و متکلمان و معلمان فکر و معرفت اسلامی هم در این باب گفتارهای زیادی دارند.
رئیس بنیاد باران ادامه داد:من در اینجا به آیهای از قرآن کریم اشاره میکنم و سعی میکنم دامنه بحث را خیلی گسترده نکنم.”لیس البر”ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب لکن البر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائکه و الکتاب و والنبیین و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و فی الرقاب و اقام الصلوه و آتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون (۱۷۷ بقره)
به گفته سیدمحمد خاتمی این آیه محتوی مطالبی است که در شناخت اخلاق اسلامی و پاره ای از حدود و لوازم آن میتواند مورد استفاده قرار گیرد البته دلیل، منحصر به این آیه نیست.
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:آنچه مسلم است محور و مدار و موضوع اصلی اخلاق از ارسطو تا کانت و ازعالمان و فیلسوفان بزرگ اسلامی و غیراسلامی “خیر” و “نیکی” است و بایدها و نبایدها معطوف به خیر و شر است.و باید توجه داشت که اخلاق هم به اخلاق نیکو و اخلاق بد قابل تقسیم است ولی وقتی به صورت مطلق بیان میشود نوعا مراد همان اخلاق نیکو است.
وی ادامه داد:در این آیه کلمه “بر” بکار رفته است در قرآن کلمه “خیر” هم آمده است گرچه گاهی به معنی مال و گاهی به صورت صفتی که تفضیل و رجحان را بیان می کند و به معنی “بهتر” استعمال شده است ولی به معنی نیکوئی و خوبی هم هست و نیز مشتقات “حسن” چون احسان و محسن هم در قرآن هست ولی در این آیه “بر” مورد توجه است که همان نیکی و خوبی و خیر است.
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد:آیه می فرماید: برّ (نیکی) آن نیست که رو به سوی خاور و باختر بچرخانیید و بگردانید به عبارت دیگر ظواهر کار هر چند مهم است ولی هدف نیست و به صرف رعایت آنها “برّ” تحقق نمی یابد بلکه این ظواهر معطوف به محتوای مهمی است که اگر نبود “برّ”هم نیست و این نکته بخصوص برای جوامعی که نسبتی با دین دارند و در معرض آفت ظاهر پرستی قرار می گیرند بسیار در خور توجه است.
وی همچنین اظهار داشت:”برّ” و “خیر” در نظر قرآن عبارت است از “ایمان به خداوند و جاودانگی انسان و وجود روز بازپسین ونیز باور به نیروهای ماورای مادی فرشتگان و ایمان به کتاب که میزان پندار و گفتار و کردار نیک را بیان می کند و هم آغوش با حق و حقیقت است و نیز پذیرش واسطه های فیض و پیام الهی و رهبران جامعه بشری به سوی رستگاری و کمال یعنی پیامبران و بعد به پاره ای از خصلت ها و رفتارها می پردازد.
خاتمی ادامه داد: جالب است در اینجا به نکته ای اشاره کنم و آن اینکه “کانت” فیلسوف بلند آوازه آلمانی که در عالم جدید جایگاهی بی بدیل دارد در “نقد عقل نظری” خود بر این باور است که عقل از رسیدن به ما بعد الطبیعه ناتوان است و “ما بعد الطبیعه نظری” ناممکن است ولی او در نقد عقل عملی و ما بعد الطبیعه اخلاق به این نتیجه می رسد که وجدان اخلاقی به همان اندازه روشن و بدیهی است که آسمان پر ستاره بالای سرمان و ضمن بیان ملاک های عقل عملی و اخلاق به دو امر مهم می رسد: یکی وجود خداوند است و دیگری جاودانگی جان آدمی که بدون آن دو همه نظام ستبر اخلاقی او از میان می رود.
رئیسجمهور سابق کشورمان در ادامه بحث خود گفت: در اینجا”بر” و “نیکویی” عبارتست از ایمان به خدا و معاد و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران و بعد به پاره ای از خصلت ها و رفتارهایی که مصداق “خیر” و ”برّ“اند می پردازد.
وی افزود:دهش مال به فقیران و زمین گیران و گرفتاران و آزاد کردن بردگان و نیازمندان و … برپاداشتن نماز (نه فقط نماز خواندن) و دادن افزونی مال (زکوه) و پای بندی به عهد و پیمانی که برقرار می کنیم و شکیبایی در برابر نا ملایمات و مشکلاتی که از بیرون به انسان می رسد (بأساء) و آنچه از درون می آید(ضراء) و نیز پایداری و مقاومت و شکیبایی در درگیری های خشنی که بر جامعه تحمیل می شود مثل جنگ. و آیه با این کلام به پایان می رسد که آنان که چنین باشند و چنان کنند راست گویان درست کردار و پرهیزگار هستند.
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:درست است که فرمان های اخلاقی متوجه فرد است ولی جمع و جامعه و شخصیت های حقوقی (به تعبیر امروز)هم مخاطبند.مثلا یک حکومت اخلاقی آنست که وفای به عهد کند یعنی در چارچوب پیمانی که با مردم جامعه خود یا جامعه بین المللی بسته لست حرکت کند و بنا بر این خروج آن از ضوابط قانون اساسی یا کنواسیونها و نهادهائی که عضویت در آن را پذیرفته است نقض این ملاک اخلاقی و مردود است.
وی افزود: اگر سخن از بخشش و دهش و انفاق است وقتی به جامعه و حکومت می رسد مراد تمهید و اجرای ساز و کاری است برای براندازی فقر و بهبود وضع اقتصادی و معیشتی جامعه و افراد …و بنابراین ما میتوانیم اخلاقی بودن یک حکومت را به میزان موفقیت او در مبارزه با فقر و رهایی جامعه از بند اسارت و وابستگی و رقیت و رفع تنگناهای عقب ماندگی و تبعیض و نظایر آن بسنجیم.
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: صرف نظر از اینکه مقتضای عدالت که خصلت حکومت مطلوب است نیز همینهاست؛ یا اخلاقی بودن یک جامعه دینی را نه به میزان پایبندی آن به ظواهر بلکه علاوه بر آن با رواج و ترویج محتوای دین یعنی اخلاق؛ عدالت؛ راستی و … باید سنجیده شود.
وی با اشاره به تاکیدات قرآن کریم به صبر و شکیبایی گفت: ما در همه حال به صبر و شکیبایی نیازمندیم بخصوص در شرایط فعلی و از جمله برای شما و عزیزانتان که در تنگنای مضاعف هستند.
سیدمحمدخاتمی تصریح کرد: مراد از صبر، انفعال و بی تحرکی نیست. مراد مقاومت است و اینکه در برابر مشکلات و سختی ها مایوس نشد و کارآئی را از دست نداد.باید مقاوم بود و در عین حال راه را گم نکرد اگر فردی یا جمعی هدف مقدس دارد باید مشقتهای مسیر به سوی آن هدف را نیز تحمل کند و با توکل به خدا بی هیچ وادادگی و یاس و انفعال و با تدبیر راه خود را ادامه دهد.
وی یادآور شد:به هر حال خواستم اشارهای بکنم به اخلاق و معنای اخلاقی بودن جامعه بخصوص جامعهای که نسبتی با دین دارد و نیز تاکید داشته باشیم بر صبر بخصوص برای ما که به اخلاقی بودن دیینمان باور داریم و اینکه مبادا مشکلات ما را دچار یاس کند.
به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی ؛در آغاز این دیدار حاضران ضمن تاکید بر روحیه قوی همسران و بستگانشان چه آنان که اینک در زندان به سر میبرند؛ چه کسانی که به طور موقت بیرون از زندان هستند؛ به مشکلاتی که برای بسیاری از خانوادههای آنان پیش میآید اشاره کردند و افزودند که انچه بر چهرههای ارزنده و خدوم انقلابی کشور میرود جفاست.
از عدم رعایت ضوابط قانونی و عدم امکان استفاده آنان و بستگانشان از حقوقی که قانون و شرع برایشان به رسمیت شناخته است و نیر عدم رسیدگی به شکایتها و اعتراضاتشان گلایه داشتند.
سیاستهای ویرانگر کنونی را به رفراندوم بگذارید
چکیده : فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید. شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
فرض کنید ما فریب خورده ایم شما به خاطر کشور به مردم بازگردید
کلمه: میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر ایران و یکی از همراهان جنبش سبز در گفت و گویی با کلمه، به تشریح ویژگی های جنبش سبز پرداخته و این جنبش را ما حصل مطالبات معطل مانده یکصد ساله اخیر و جنبشی سر زنده، آزادی خواه و رهائی بخش و معاصر با نگاه به سنت و گذشته توصیف کرده است که روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود.
موسوی در این مصاحبه که به تازگی انجام شده، خطاب به اقتدارگرایان گفته است که «فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم، شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید.»
میرحسین در همین مصاحبه از دولتمداران پرسیده است که «چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضع اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید؟ و در ادامه به آنها گفته که خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید تا ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟»
موسوی آبروی امروز نظام را در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هایی چون فجایع کهریزک و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه و پیگیری نامه های زندانی های مظلوم سیاسی از جمله عبدالله مومنی و حمزه کرمی و آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی دانسته است.
نخست وزیر دوران جنگ در این گفت و گو به مشکلات اقتصادی کشور نیز پرداخته و گفته است که گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی که کشور در معرض آن قرار دارد، یک مشکل اساسی امروز«کوتاه شدن دست کشور در استفاده ازنیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و احتماعی است.نیروهای کارآمدی که به عوض انکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای اقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا.»
مشروح مصاحبه کلمه با میرحسین موسوی را در ادامه می خوانید.
یکی از بحثهای حساس در فضای ملی وضعیت جنبش سبز در شرایظ کنونی است . تحلیل شما از وضعیت کنونی جنبش چیست و آینده انرا چگونه پیش بینی می کنید؟
جنبش سبز سر زنده است و روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود. جنبش سبز کلمه سبزی است که از دل پرمهر ملت ما جوشیده و ماحصل مطالبات بر زمین مانده یکصد سال اخیر بویژه مطالبات بر آمده از انقلاب اسلامی است . ازهمه مهمتر یک جنبش مدرن و متناسب با شرایط و ضروریات جهان امروزی است. اگر دقت کنید شعار ها و مطالبات در جنبش به گونه ای بیان شده است که مخالفت علنی با آن را برای اقتدار طلبان مشکل می کند.
دقیقتر بفرمایید که چه شعار و مطالبه ای است که مخالفت علنی با آن را برای جناح اقتدارگرا دشوار می کند ؟
چه کسی می تواند آشکارا با آزادیخواهی و عدالت طلبی و یا انتخابات غیر گزینشی آزاد و رقابتی مخالفت کند. یا چه کسی می تواندتکیه بر ارزشهای فرهنگهای متنوع قومی را رد کند و یا به به راحتی و باصدای بلند بگوید که کرامت ذاتی انساتها را قبول ندارد و یا نمی خواهد مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند و یا بگوید باز تولید استبداد آن هم به قول مرحوم علامه نائینی بد ترین نوع استبداد امر مطلوبی است؟
ما می دانیم درضمیر و باطن انسانی هیچ کس حتی در میان نیروهای امنیتی، نظامی و بسیجیان سیاهپوش امروزی راضی به کشتن و سرکوب ومحبوس کردن فرهیختگان، معلمان، کارگران و زنان و مردان نیست، مگر یک عده بیمار و یا وابستگان به قدرت و سودبرندگان از غارت منابع ملی. به همین دلیل وقتی مخالفان جنبش نمی توانند با خواسته های جنبش مقابله کنند دشمن تراشی می کنند. دشمن تراشی هایی از جنس آنچه در نوار سردار مشفق بود. از این نظر نوار سردار مشفق به عنوان یک سند تاریخی دارای اهمیت هم هست.
برای چندمین بار است که شما به اهمیت نوار سخنان سردار سردار مشفق اشاره می کنید، همان سخنانی که موجب شکایت هفت اصلاح طلب علیه کودتای انتخاباتی نیز شد، اولا اهمیت آن سخنان در چیست ؟ ثانیا به نظر شما دلیل عصبانیت اقتدارگرایان از شکایتی که بر پایه سخنان سردار مشفق استوار بود، چیست؟
سخنان سردار مشفق علاوه برآنکه سندی برای اثبات تقلب و کودتای انتخاباتی است برای نشان دادن انحطاط فکری دشمنان مردم بسیار مهم است. دلیل عصبانیت اقتدار طلبان از شکایت بر پایه سخنرانی کذائی همین است.
اما ما در مقابل این عصبانیت می توانیم بگوییم که فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید.
شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
مهم ترین ویژگی های جنیش سبز را در شرایط فعلی چگونه بیان می کنید؟
در خلاصه ترین حالت باید بگویم جنبش سبز یک جنبش آزادی خواه و رهائی بخش کاملا معاصر است و نگاه به سنت و گذشته درآن به شیوه ای است که دست و پای آنرا نبسته و امید به آینده هم به نوعی نیست که آنرا دچار خیالپردازی کرده باشد. سیاستهای ویرانگر دولتمداران هم البته نقش اساسی در توجه دادن مردم به شعارها جنبش داشته است و بتدریج انرا بصورت تنها بدیل برای وضعیت موجود در آورده است
می شنویم که آقایان در تبلیغات رسمی خود می گویند که جنبش سبز را جمع کرده اند البته برخی اوقات خیلی راحت هم از لفظ «سرکوب» استفاده می کنند؟ نظر شما در باره این ادعا چیست؟
امتحان این ادعاخیلی ساده است. بگذارند بدون پر کردن خیابانها از نیروهای سیاهپوش و مسلح در مراسمی مثل شانزده آذر و یا بیست پنچ خرداد مردم نظر خود را با استفاده از حقوقشان که در اصل بیست و هفت قانون اساسی آمده است، نشان بدهند.
با دلخوشی به تجمعاتی که با حاضر غایب کردن در ادارات و یا تشویق و ترساندن و با هدایت احزاب و تشکلهای پادگانی ترتیب داده می شود، مشکل حل نمی شود. همین تکبیرهای خودجوش روز دوشنبه آخر شهریور به تنهائی پاسخ آن همه تجمعات مهندسی شده را داد.
بنده به اختصار در پاسخ این ادعا بگویم که اثراتی که جنبش سبز تاکنون داشته جمع کردنی نیست. شما به ترک هائی که در بدنه آلوده به فساد و ظلم ایجاد شده نگاه کنید. این ترکها در جاهایی به شکافهای غیر قابل ترمیم تبدیل شده است. آنها برای پوشاندن این شکافها بطور مرتب به دروغگوئی وادار می شوند.
آبروی نظام امروز در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هائی چون فجایع کهریزک و یا نامه های زندانی های مظلوم سیاسی و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه درآمده است و کاملا مشهود است که دولتمداران راه حلی را در این زمینه ندارند و برای همین دروغ ها هر روز درحال افزایش است و هر روز بیشتر از روز پیش مشت اینان در مقابل مردم ایران و جهانیان باز می شود.
به نظر من تبدیل دروغ بعنوان روش اداره کشور هم نشان خوف است و هم نشان زوال. اینها نه تنها از تجمع ها و راهپیمایی های خیابان که حتی از مچ بند سبز هنرمندان و ورزشکاران و جوانان نیز می ترسند.
باید به یاد داشته باشیم که در نبود جنبش این فساد و ظلم ساختاری و خودرایی ممکن بود برای مدت طولانی پنهان بماند ودر آینده کشور را در معرض خطرهای علاج ناپذیر قرار دهد.
خلاصه بگویم اینکه ما در مقابل میلیاردها انسان در مقر سازمان ملل بگوییم در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و اینهائی که زندانی هستند می خواسته اند پلیسها را بکشند و یا ترس خود را از مچ بند سبز ورزشکاران و هنرمندان نتوانیم پنهان کنیم نشان می دهد که جنبش در همه حال و همه جای ایران و جهان حضور دارد و اینان را راحت نمی گذارد و عرصه را آن چنان برای ظالمان تنگ کرده است که تصدیق بدیهیات از سوی اینان مساوی رها کردن قدرت خواهد بود وبه همین دلیل بسط آگاهی ها برای آینده کشور و جنبش نقش حیاتی دارد. نیروهای مسلحی که درآستانه روز قدس برای ترساندن مردم به خیابانها آورده شدند نشان می دهد که اقتدار گرایان از سرزندگی جنبش اطلاع کامل دارند. حالا اگر یک وزیر بی اختیاری تعادل خودرا در مقابل مچ بند سبز سینماگرها از دست می دهد نباید آنرا جدی گرفت.
به مساله ی اقتصادی بپردازیم. در کشور علاوه بر بحران سیاسی نشانه های آشکاری از بحران اقتصادی دیده می شود. نرخ ارز و طلا و توقف گشایش اعتبارها و کم شدن فروش نفت و اعتصاب ها در چند ماه اخیر در بازارهای کشور اتفاق افتاده است وبیکاری، تورم ومشکلات روز افزون معیشتی نیز کاملا برای مردم ملموس است. اما در مقابل گفته می شود این تحریم ها به نفع کشور است و ما تحریم ها را دور می زنیم و از این قبیل بحثها. نظر شما به عنوان کسی که در هشت سال از بحرانی ترین دوران کشور دولت را اداره کردید در باره بحران های فعلی اقتصادی و ادعاهای دولت چیست؟
بنده بلافاصله بعد از قطعنامه ۱۹۲۹ در یاداشتی گفتم که این قطعنامه و قطعنامه های قبلی قابل اجتناب بودند و گزافه گوئی هاو ماجراجوئی ها در سیاست خارجی برای استفاده داخلی منجر به صدور این قطعنامه و پیامدهای آن شد و متاسفانه هنوز هم رویه سابق ادامه دارد.
می شود سخنرانی هاو مواضع اخیر در نیو یورک را از زاویه تامین منافع ملی بین استادان و صاحبنظران و حتی کارشناسان زبده وزارت خارجه به بحث و گفتگو گذاشت تا معلوم شوداین مواضع چقدر به نفع مصالح ملی ما بوده است. البته ممکن است در قهوه خانه های بعضی از کشور های عربی به به و چه چه هم بشنویم. ولی اثرات واقعی این مواضع درسفره های محرومان و مستضعفان جامعه و بازار و اقتصاد ملی روز بروز بیشتر حس خواهد شد.
گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی در داخل هم ما مشکل اساسی تری داریم که ممکن است در نگاه اول به نظر نیاید و آن کوتاه شدن دست کشور در استفاده از نیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است.
نطام امروز دچار توهمات خطرناکی است و مشغول خراب کردن همه پلهای کوچک و بزرگ پشت سر است و گرنه در داخل این معرکه بزرگ به فکر حذف روز گفتگوی تمدنها از تقویم های کشور نمی افتادند.همین اقدام به ظاهر کوچک به خوبی نگاه کوتاه نگرانه و جناحی را که کشور دچار آن شده است، بخوبی نشان می دهد.
حضرات فکر می کنند عرصه سیاست داخلی و خارجی مثل سر گذرهای کوچک محلات قدیمی است که با اشتلم و فحش و دعوا حریف را از میدان بدر می کردند. مشکل در این است که مقیاسها اشتباه گرفته شده است و بین منافع بزرگ ملی و منافع حقیرانه شخصی و صحنه پیچیده بین المللی و جدالهای کوچک سرمحله ای خلط شده است وگرنه با احتیاط و تدبیر بیشتر عمل می شد.
در این بین فریاد شعارهای ارزشی و دینی بیش از همیشه بلند است و من میگویم اگر واقعا اسلام و ایران برای ما اهمیت داشت این همه نیروهای نخبه را از نظام نمی رماندیم آیا امروز جای امین زاده باید در زندان باشد یا وزارت خارجه ؟ و آیا امروز صفائی فراهانی در زندان و بیمارستان باید باشد و یا در وزارت اقتصاد و دارایی؟
اقتدارگرایان خواه خوششان بیاید و یا بدشان بیایداکثریت نیروها و مدیرانی که امروز می توانستند در این بحران نقش آفرین باشند درحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران واعتماد ملی و سایر تشکلهای مشابه هستند و در این بین مساله عمده دادستان کشور و سخنگوی قوه قضائیه و در حقیقت سخنگوی کل نظام اعلام غیر قانونی بودن این تشکیلات ها و دستگیری اعضای آنهاست.
بنده متاثر می شوم وقتی می بینم مدیران برجسته کشور عوض آنکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای آقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا. همه ما شاهد آن بوده ایم که بعضی از این مدیران در سطح اجرا چه معجزاتی آفریده اند. امروزهمه زنان و مردانی که گمنام و یا مشهور تحت تعقیب و یا در زندان هستند می توانستند گره های بسیار ازمشکلات کشور باز کنند.
بنده از روی دلسوزی توصیه میکنم که این روزهای سخت که سختتر هم خواهدشد تاجائی که میتوان آن هزاران مدیر و نیروی کار امدی که از همه دستگاهها تصفیه شدند مورد توجه قرار گیرند و از تجربیات آن ها استفاده شود. گرچه می دانم که نباید انتظار داشته باشم که میخ آهنین رود در سنگ.
در مورد ادعاهای رسمی در مورد حل مشکلات کشور که زیاد این روزها از رسانه های رسمی شنیده می شود ،چه نظری دارید؟
در این باره باید بگویم شفافیت و اذعان بوجود بحران بخشی جدائی ناپذیر از راه حل است. با پوشاندن مسائل و رجزخوانی نفتی نخواهیم داشت که آنرا بر سر سفره های مردم ببریم و یا امنیت ایران عزیز را تامین کنیم.
دروغ و وارونه سازی حقایق باید متوقف شود تا ما همه مردم را پشت نظام داشته باشیم. باید بدانیم در دراز مدت برای مردم مهم تر از اسم حکومت تامین حقوق حقه آنان و احترام به کرامت ذاتی آنهاست. اگر می خواهید اسلام را حفظ کنید بطور عملی باید نشان بدهید که اسلام از تامین حقوق مردم و حق حاکمیت انان بر سرنوشت خود وحل مشکلات کشور عاجز نیست ومخالف ظلم وفساد و زورگوئی وفامیل بازی و اختناق است.
هیچ دولت و نظام سیاسی نمی تواتد جز با ایجاد وحدت بین ملت خود در خطرات جدی از خود دفاع کند. راه حل جذب مردم در این است که به آنها اطمینان داده شود که رای آنها دزدیده نخواهدشد و آنها خواهند بود که باید تصمیم بگیرند نماینده اشان در سازمان ملل چگونه سخن بگوید و با کدام کشور دوست باشد و با کدام دشمن. ونمایندگان آنها خواهند بود که تصمیم بگیرند چه زمانی ازدولتمداران حمایت کنند و چه زمانی استیضاح. وگرنه با دادن دو اطلاعیه متناقض دریک روز در مدح و ذم دولت مردم از جنبش سبز جدا نخواهند شد.
به تازگی یکی از سخنگویان موتلفه گفته است که باید بدنه مردم را از موسوی و خاتمی و کروبی جدا کنیم تا مشکل فتنه حل شود. به نظر می رسد این استراتژی تازه آقایان باشد. ارزیابی شما از استراتژی تازه شان چیست؟
به نظر من استراتژی عاقلانه ای است ولی مردم جذب تشکلهایی می شوند که مردم را بخاطر منافع خودشان با دگر سازیهای بی مورد خودی و ناخودی نکنند واز حقوق مردم دفاع کنند.
چه اشکالی دارد موتلفه هم از رسیدگی به نامه های حمزه کرمی و عبدالله مومنی و به دفاعیه آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی توجه و رسیدگی کند و هم مخالفت صریح خود را با شکنجه و اعتراف گیری و تواب سازی اعلام کند. و یا بعنوان یک حزب قدیمی به دستگیری غیر قانونی اغضای نهضت آزادی که آن هم یک تشکل و حزب قدیمی است اعتراض کند؟ مشکل موقعی حل می شود که ما چشممان را به تمایزهائی که خودی و ناخودی کردن ایجاد می کند ببندیم و از حق دفاع کنیم، حتی اگر به ضرر خودمان باشد. من یقین دارم اگر شهید بزرگوار عراقی امروز زنده بود از حق وعدالت دفاع می کرد حتی اگر به ضررخود ویا دوستانش بود.
با تشکر از فرصتی که در اختیار کلمه قرار دادید.
اشتراک در:
پستها (Atom)